n00002373-b

در اولین درس روانشناسی ردیف اخر کلاس بزرگی نشستم صندلی ام را به دیوار تکیه دادم
و تا انجا که امکان داشت خودم را در حالت راحتی قرار دادم و گوشم را برای هر چیز جالبی که می توانست توجه ام را جلب کند تیز کردم یک روز استاد که ادم بسیار خوبی بود و به نظر میرسید که سخت می کوشیدخود را متقاعد کند که روانشناسی چیزی است که باید انرا جدی گرفت به طرف تخته برگشت و نوشت  (s)بعد یک فلش کشید و نوشت( R) بعد  صاف در صندلی ام نشستم و گوش دادم با خودم گفتم که حالا بعد از سه هفته مقدمات باید به اصل مطلب وارد شویم
جورج کلی
کلی بعد از ان در چند کلاس دیگر شرکت کرد انرا رها کرد او بعد گفت هرگز ان فلش را درک نکرده است او ابتدا لیسانس پرورشی گرفت و سپس به روانشناسی بالینی روی اورد
جورج کلی از روان شناسان معروف آمریکایی است کلی جانشین کارل راجرز در دانشگاه ایالتی اوهایو آمریکا بود. وی سال‌ها به حرفه روان شناسی بالینی پرداخت و بر پایه مشاهداتش روی افرادی که تحت روان‌درمانی قرار می‌گرفتند نظریه‌ای شخصی فرمول بندی نمود و آن را روان شناسی سازه‌های شخصی نامید روان‌درمانی کتاب مهم او روان شناسی سازه‌های شخصی است که در سال ۱۹۵۵ میلادی به چاپ رسید
نظریه شخصیت که در سال ۱۹۶۳ میلادی منتشر شد
فرضيه محوري و اساسي نظريه شناختي جورج کلي عبارت است از، استعداد عقلي انسان براي انتخاب راه‌هاي احتمالي در زندگي و اين که افراد چگونه شرايط، وقايع و انسان‌ها را درک، تفسير و تعبير مي‌کنند. کلي، اين فرضيه را “راه‌گشايي سازنده” ناميده است
او عقيده دارد که نگرش انسان به دنيا، بر اساس احتمالاتي است که در ذهن خود براي حل مسائل زندگي تصور مي‌کند. ديدگاه‌هاي بشر از جهان هستي به طور دائم در حال تغيير است و هيچ چيز اعم از فلسفه، اقتصاد، اجتماع، اخلاق، علم و مانند آن‌ها مطلق نيست و به تعبير و تفسير ذهني هر فرد بستگي دارد
کلي، به اين نتيجه رسيد که ادراک هر شخص از واقعيت مطلق، مانند زيبايي و يا عدالت مطلق، فقط در ذهن، تصور و خيال موجود است و نه در واقعيات جهان خارج. حال اگر بپذيريم که واقعيت به طور عمده در ذهن انسان وجود دارد، لزوما به اين نتيجه مي‌رسيم که براي تفسير واقعيت بيروني، نحوه‌هاي مختلفي وجود دارد
کلي، نظريه خود را چنين خلاصه مي‌کند: طبيعت هر چه هست و حقيقت هر چه مي‌خواهد، باشد. آنچه اهميت دارد، وقايعي است که آن روز در برابر ما قرار دارند. اين وقايع مي‌تواند تحت تأثير راه‌هاي مختلفي که ما آن‌ها را تفسير مي‌کنيم، قرار گيرند. هر چه اين راه‌هاي تفسير ذهني متعددتر باشد، تنوع معناي واقعيت زيادتر مي‌شود. کلي، به اين اصل جامع معتقد است که رفتار انسان کاملا جبري نيست و مي‌تواند بر اساس قدرت‌هاي شناختي فرد آزاد و اختياري باشد
ما در طول زندگي خود سازه‌هاي فراواني مي‌سازيم؛ يعني، سازه‌هايي مناسب براي هر نوع موقعيت يا شخصي که با او در تماس هستیم. ما هميشه در هنگام روبرو شدن با افراد يا رويدادهاي جديد بر فهرست سازه‌هاي خود مي‌افزاييم. به علاوه سازه‌هاي موجود نيز ممکن است نياز به پالايش، تغيير يا دستکاري داشته باشند، زيرا مردم و رويدادها در طول زمان تغيير مي‌کنند. در سراسر زندگي سازه‌هاي متنوعي در دسترس ما قرار دارند
اگرچه نظام سازه‌هاي شناختي هميشه سازمان‌يافته است اما اين سازمان مي‌تواند خوب يا بد “گسيخته” يا برخي از سازه‌هاي آن با برخي ديگر ناهمخوان باشد. همچنين برخي از سازه‌هاي آن ممکن است نفوذپذير(قابل تغيير) باشند و برخي نفوذناپذير(يا غيرقابل تغيير
هيچ سازه مطلق يا انعطاف‌ناپذيري وجود ندارد، زيرا ما نمي‌توانيم سازه‌هايي را به وجود آوريم که هر چيزي را پيش‌بيني يا پيش‌گويي کنند. تجديد نظر به ميزان کم يا زياد همواره ضروري است و فرد بايد سازه‌هاي جايگزين ديگري را داشته باشد تا بتواند در صورت لزوم از آن‌ها استفاده کند. در غير اين صورت، اگر سازه‌ها ثابت و غيرقابل انعطاف باشند، شخص احتمالا، چنان که کلي مي‌گويد: خود را گير انداخته است
کلي قويا معتقد بود که نيازي نيست چنين شود. نيازي نيست که هيچ کس به وسيله اوضاع و احوال محاصره شود. نيازي نيست که هيچ کس قرباني شرح حال خود شود. ما به وسيله سازه‌هايي که براي استفاده صورت‌بندي کرده‌ايم، کنترل نمي‌شويم. کلي اين انديشه را چاره‌جويي سازه‌اي ناميد، زيرا ما در تغيير دادن يا جايگزين کردن سازه‌هاي خود آزاديم. اما هر چند اين سازه‌ها، هميشه قابليت تغيير دارند، ولي با اين حال، تغيير بايد عاقلانه و مبتني بر واقعيت‌هاي تجربه ما باشند. زیان سازه‌هاي نامناسب مي‌تواند بيشتر از سود آن‌ها باشد. فرضيه‌هاي جايگزيني که ما صورت‌بندي مي‌کنيم، بايد نشان‌دهنده پيشرفت باشند
ارزيابي نظريه کلي
نظريه سازه‌هاي شخصي کلي، از تجربه باليني و کارهاي کلينيکي وی با دانش‌آموزان مدارس و دانشجويان دانشگاه‌ها شکل گرفت. اين دانشجويان و دانش‌آموزان، اگرچه بدون شک داراي مشکلاتی چند بودند، اما باز هم قادر به فعاليت در زمينه‌هاي تحصيلي بودند، آنان در يک مؤسسه رواني، زنداني و همچنین از واقعیت نیز جدا نشده بودند
همچنين چنان که کلي توجه کرده بود، آنان در موقعيتي بودند که به کارکردهاي عقلايي و بحث منطقي مطالب ارزش مي‌گذاشتند. بدين ترتيب، جاي تعجب نيست که روش اصلي کلي براي ارزيابي، از اين ويژگي‌ها بهره‌برداري کرده است
سنجش در نظریه کلی
روش اصلي او براي ارزيابي استفاده از يک مصاحبه مستقيم بود. به گفته کلی، اگر نمي‌دانيد که در ذهن يک شخص چه مي‌گذرد از خود او بپرسيد، او احتمالا به شما خواهد گفت! با بکارگيري آنچه که او آن را نگرش ساده‌لوحانه ناميده، کلي به اين نکته اشاره کرد که شخص بايد آنچه را که يک درمان‌جو(مراجع) مي‌گويد، در مرحله اول به صورت ظاهر بپذيرد؛ زيرا اين راهي است که مي‌توان تعيين کرد او چه سازه‌هايي را به کار مي‌برد. اما درمان‌جو ممکن است به صورت عمدی دروغ بگويد و رويدادهاي مربوط به خود را تحريف و دستکاري کند. نکته اصلي کلي آن است که آنچه درمان‌جو مي‌گويد، بايد مورد احترام باشد، حتي اگر به طور کامل آن را باور نداشته باشيم. فن ديگري که براي ارزيابي ديدگاه يک شخص از جهان به کار مي‌رفت اين بود که شخص را وادار به نوشتن شرحي خود توصيفانه ای از شخصيت خود کنند
طرح خود وصفی
دستورالعمل استاندارد کلي براي يک درمان‌جو از اين قرار است: من از شما مي‌خواهم که يک شرح توصيفي درباره نام مراجع يا درمان‌جو بنويسيد، درست مثل اين که او شخصيت اصلي در يک نمايش‌نامه است. آن را چنان بنويسيد که گويي يک دوست که او را بسيار خوب و از نزديک مي‌شناخت و بسيار با او همدل و همدرد بود، شايد بهتر از هر کسي او را شناخته بود، مي‌نويسد. مطلب را به صورت سوم شخص بنويسيد… و اين گونه آغاز کنيد که بگويد: … شخصي است که… . کلي اين روش را براي دانستن اين که چگونه يک شخص خود و روابط خود را با ديگران مي‌شناسد و درک مي‌کند، بسيار مفيد يافته است
نظریه ی شخصیت جورج کلی
ما به جهان از میان الگوهای شفافی نگاه می‌کنیم که خودمان می‌آفرینیم و آن‌ها را با واقعیت‌هایی که جهان مرکب از آن‌هاست، انطباق می‌دهیم
نظریه کلی، به عنوان نظریه‌ای شناختی در شخصیت مطرح است. خود کلی عنوان شناختی را رد کرد، زیرا احساس می‌کرد که بیش از حد محدود کننده است و مرزی مصنوعی بین شناخت و عواطف به وجود می‌آورد. با این وجود نظریه کلی را می‌توان به دلیل تاکید بر نحوه ادراک افراد و پردازش اطلاعات درباره محیط در درجه اول، یک نظریه شناختی به حساب آورد
انقلاب شناختی پس از این که کلی، نظریه خود را مطرح کرد، صورت گرفت، ولی ظاهرا این نهضت تاثیر اندکی از این نظریه پذیرفته است. این دو رویکرد از یکدیگر جدا و متمایزند و تنها از لحاظ اصطلاح شناختی و توجه به فعالیت‌های هشیار و نه جنبه‌های دیگر با یکدیگر اشتراک دارند
رویکرد سازه شخصی کلی به شخصیت نه تنها یکی از نظریه‌های جدید است بلکه یکی از نظریه‌های اصیل است
این نظریه وجه اشتراک اندکی با سایر رویکردها دارد. او به ما هشدار داده است که در نظریه او نخواهیم توانست بسیاری از اصطلاحات آشنا و مفاهیمی را که معمولا در نظریه‌های شخصیت یافت می‌شوند، بیابیم. به گفته او، همه مردم قادرند که سازه‌های شناختی را درباره محیط خود بسازند و شکل بدهند؛ یعنی افراد، اشیای فیزیکی و اجتماعی را در جهان اطراف خود به گونه‌ای تعبیر و تفسیر می‌کنند که یک الگو بسازند. بر مبنای این الگو، مردم درباره اشیا، دیگران و خودشان پیش‌بینی‌هایی انجام می‌دهند و این پیش‌بینی‌ها را برای راهنمایی خود در اعمالشان به کار می‌گیرند. بدین ترتیب، برای این که دیگران را درک کنیم، باید الگوهای آن‌ها یعنی، شیوه‌ای که آن‌ها جهان را شخصا می‌سازند، درک کنیم. بنابراین، این تعبیر و تفسیر فرد از رویدادهاست که حایز اهمیت است و نه خود رویدادها
نظریه کلی، نظریه تعبیر شخصی خوانده می‌شود. معیار اساسی او در این نظریه این است که فرد را باید بر اساس ویژگی‌های خاص خودش سنجید و چون صفت آزمایی‌های نوعی شخصیت، با این معیار مطابقت ندارد، او خود، آزمونی برای کشف تعابیر شخصی افراد وضع کرد که آزمون مجموعه تعابیر نقشrole construct test خوانده می‌شود
مفهوم هسته‌ای این نظریه “سازه شخصی” است. سازه شخصی یک اصطلاح برای هر یک از راه‌هایی است که شخص سعی می‌کند دنیا را درک، فهم، پیش‌بینی و کنترل نماید. هر یک از سازه‌های شخصی فرد مثل یک فرضیه عمل می‌کند
کلی، نظریه شخصیت خود را از تجربه‌هایش با افراد دارای مشکل استخراج کرد. او مردم را به یک معنی، به صورت دانشمند می‌نگریست یعنی، او معتقد بود که مردم به همان شیوه دانشمندان عمل می‌کنند
مردم، مانند دانشمندان، نظریه‌ها و سازه‌های شخصی خود را می‌سازند که به وسیله آن‌ها می‌توانند رویدادهای محیط خود را پیش‌بینی و کنترل نمایند. رویکرد کلی، رویکرد یک متخصص بالینی است که منحصرا با سازه‌های هشیار که به وسیله آن‌ها، مردم زندگی خود را نظم می‌بخشند، سر و کار دارد
نظریه کلی، درباره سازه‌ها در یک چارچوب علمی ارایه شده است، به طوری که در یک اصل موضوع بنیادی(fundamental postulate) و یازده اصل تبعی((corollary سازمان یافته‌اند
اصل موضوع بنیادی در نظریه سازه‌های شخصی کلی، از این قرار است که فرآیندهای روان‌شناختی ما به وسیله شیوه‌هایی که رویدادها را پیش‌بینی می‌کنیم، هدایت می‌شوند. با به کار بردن کلمه “فرآیندها” کلی، این مطلب را روشن کرد که او به وجود هیچ نوع ماده بی‌حرکت از قبیل انرژی روانی در دیدگاه شخصیت خود معتقد نیست
به جای آن، انسان به صورت یک فرآیند متحرک و سیال تصور می‌شود. اگر چه رفتار شخص همواره در معرض تغییر است، با وجود این، میزانی از ثبات در آن وجود دارد، زیرا که فرد طبق یک چارچوب یا ساختار معین عمل می‌کند
اصول یازده‌گانه تبعی
شباهت بين رويدادهای تکرای
تفاوت‌های فردی در تعبیر و تفسیر رویدادها: با این اصل تبعی‌، کلی مفهوم تفاوت‌های فردی را در نظام خود وارد کرد. او اشاره می‌کند که مردم از نظر چگونگی درک یا تعبیر و تفسیر یک رویداد با یکدیگر تفاوت دارند. در نتیجه تعبیر و تفسیر به صورت‌های متفاوت، افراد سازه‌های کاملا متفاوتی را می‌سازند. بدین ترتیب، سازه‌ها بیش از آن‌که بازتاب واقعیت عینی یک رویداد باشند، حاصل تفسیرهایی هستند که فرد از یک رویداد کسب می‌کند
دو رويداد دقيقاً شبيه هم نيستند، با اين حال افراد رويدادها را طوري شبيه هم تعبير مي كنند كه به صورت يكسان درك شوند. مثلاً طلوع خورشيد… كلي اين شباهت بين رويدادها را به صورت اصل تبعي تعبير ناميد. اصل تبعي تعبير اعلام مي دارد ( انسان رويدادها را با تعبير كردن تكرارهاي آن ها پيش بيني ميكند)
تفاوت بين افراد
اصل تبعي دوم كلي هم واضح به نظر مي رسد. ( افراد در تعبير كردن رويدادها با يكديگر تفاوت دارند) كلي اين تاكيد بر تفاوت هاي فردي را اصل تبعي فرديت ناميد
روابط بين سازه ها
سومين اصل تبعي كلي به نام اصل تبعي سازماندهي بر روابط بين سازه ها تاكيد دارد و اعلام مي دارد كه افراد ( بنا بر خصلت، ‌به خاطر سهولت در پيش بيني كردن رويدادها، ‌سيستم سازه اي را پرورش مي دهند كه روابط ترتيبي بين سازه ها را در بر دارد) افراد سازه هاي خود را طوري مرتب مي كنند كه بتوانند به صورت منظم از يكي به سراغ ديگري بروند، و اين كار به آن ها امكان مي دهد كه از مغايرت ها فراتر بروند و از تعارض هاي غير ضروري اجتناب كنند
آن‌چه کلی می‌خواهد در این‌جا بگوید این است که، ما تمایل داریم سازه‌های فردی خود را به صورت نظام یا الگویی از سازه‌ها و بر طبق دیدگاه خود از روابط(هم شباهت‌ها و هم تفاوت‌ها) میان آن‌ها سازمان دهیم. به علت این سازمان سازه‌ها، دو شخص که از نظر داشتن سازه‌های فردی شباهت‌های زیادی با هم دارند، باز هم ممکن است با یکدیگر تفاوت قابل توجهی را نشان دهند، زیرا سازه‌های آن‌ها با ترتیب‌های متفاوتی تنظیم شده‌اند
دوگانگي سازه ها
اكنون نوبت اصل تبعي اي مي رسد كه چندان بديهي نيست. اصل تبعي دوگانگي اعلام مي دارد كه (( سيستم سازه ي شخص از تعداد محدودي سازه هاي دوگانه تشكيل شده است) كلي تاكيد داشت كه سازه نوعي حكم اين يا آن يا سياه يا سفيد بدون سايه ي خاكستري است
از نظر کلی، همه سازه‌ها، دو قطبی یا دو ارزشی هستند. اگر قرار باشد رویدادهای آینده به درستی پیش‌بینی شوند، این ماهیت دوگانگی لازم است
انتخاب بين دوگانگي ها
اگر افراد رويدادها را به صورت وگانه تعبير مي كنند در اين صورت چنين بر مي آيد كه آنها هنگام دنبال كردن روش هاي ديگر عمل كردن، تعدادي حق انتخاب دارند. اين اصل تبعي انتخاب كلي است كه به اين صورت بيان مي شود: ( افراد گزينه اي را در سازه ي دوگانه براي خودشان انتخاب مي كنند كه از طريق آن بتوانند گسترش و وضوح سازه هاي آينده را پيش بيني كنند )
دامنه ي مناسبت
اصل تبعي دامنه ي كلي فرض مي كند سازه هاي شخصي محدود هستند و به هر چيزي مربوط نمي شوند. ( هر سازه اي فقط براي پيش بيني دامنه ي محدودي از رويدادها مناسب است) اين اصل اجازه مي دهد كه مفهوم را از سازه مجزا كنيم؛ مفهوم تمامي عناصري كه مفاهيم مشتركي دارند را در بر مي گيرد ولي سازه دوگانگي سازه ها را نشان مي دهد و دامنه ي مناسبت آن ها را محدود مي كند
تعداد بسیار کمی از سازه‌ها هستند که برای همه موقعیت‌ها مناسب باشند اما بعضی سازه‌ها را می‌توان در مورد بسیاری از موقعیت‌ها یا افراد به کار برد. این که چه چیزی برای یک سازه مناسب یا مربوط است یعنی، چه چیزی در گستره تناسب آن قرار می‌گیرد، به موضوع انتخاب فردی مربوط می‌شود
تجربه و يادگيري
اساس نظريه ي سازه ي شخصي، پيش بيني رويدادهاست. اصل تبعي تجربه اعلام مي دارد: ( زماني كه فرد تكرار رويدادها را به صورت پياپي تعبير ميكند، سيستم سازه ي او تغيير مي كند) تجربه از تعبير كردن پياپي رويدادها تشكيل مي شود. رويدادها به خودي خود تجربه را تشكيل نمي دهند بلكه تعبيري كه افراد از آن ها دارند، زندگيشان را تغيير مي دهد.
سازگاري با تجربه
انعطاف پذيري اصل تبعي تعديل كلي را نشان مي دهد: ( تغيير در سيستم سازه هاي فرد به نفوذپذيري سازه هايي كه اين تغييرات در دامنه مناسبت آن ها قرار مي گيرند بستگي دارد )
سازه هاي ناسازگار
گرچه كلي سيستم سازه هاي فرد را در مجموع با ثبات مد نظر مي گرفت ام اصل تبعي چندپارگي ناسازگاري عناصر خاص را ملحوظ ميكند. ( امكان دارد فرد به صورت پي درپي انواع زير سيستم هاي سازه اي را اختيار كند كه به طور استنباطي با يكديگر ناسازگاز باشند)
کلی معتقد بود که، مردم سازه‌های متنوعی می‌سازند و به کار می‌برند که ممکن است با یکدیگر ناسازگار باشند. شخص می‌تواند ناهماهنگی‌های فرعی و سطح پایین‌تر را بدون کنار گذاشتن یا تغییر دادن کل سازه خود تحمل کند و شخص ممکن است انواع خرده سیستم‌های سازه‌ای را که از نظر استنباطی با یکدیگر مغایرند به کار گیرد
شباهت بين افراد
با اينكه اصل تبعي دوم كلي فرض مي كند كه افراد با يكديگر تفاوت دارند، اما اصل تبعي اشتراك شباهت هايي را بين افراد فرض مي كند. اصل تبعي اشتراك اعلام مي دارد: ( در صورتي كه يك نفر تجربه اي را شبيه يك نفر ديگر تعبير كند، فرايندهاي آن ها از لحاظ روان شناختي شبيه يكديگر است.
با اينكه افراد با پيشينه هاي متفاوت مي توانندسازه هاي مشابهي داشته باشند، اما افراد با تجربيات مشابه به احتمال بيشتري رويدادها را شبيه هم تعبير مي كنند
فرايندهاي اجتماعي
كلي اصل تبعي اجتماعی بودن را اين گونه بيان مي دارد (‌ در صورتي كه افراد نظام عقيدتي ديگران را به دقت تعبير، چنين بر مي آيد كه آن ها در فرايند اجتماعي كه ديگران را در بر مي گيرد، نقش دارند )
كلي همرا با اصل تبعي اجتماعي شدن مفهوم نقش را معرفي كرد. منظور او از نقش الگوي رفتاري است كه در نتيجه ي آگاهي فرد از سلزه هاي كساني كه با آن ها تعامل دارد، ناشي مي شود. افراد در موقعيت هاي مختلف نقش هاي متفاوتي را ايفا مي كنند ولي در كل براي خود يك نقش اصلي دارند كه تعبير آن ها از خودشان است
در این دیدگاه، جهت‌گیری انسان به سوی آینده است و انسان نه تنها به محیط واکنش نشان ‌می‌دهد بلکه می‌تواند محیط را تفسیر کند. از نظر کلی انسان هم آزاد است و هم مجبور. از این‌رو آزاد است که می‌تواند به مفاد رویدادها پی‌ببرد و مجبور بودن انسان به این دلیل است که هر روز نمی‌تواند خارج از استنباط‌هایی که برای خود ساخته است، استنباطی داشته باشد
که هر روز نمی‌تواند خارج از استنباط‌هایی که برای خود ساخته است، استنباطی داشته باشد
كاربردهاي نظريه سازه هاي شخصي
رشد نابهنجار
از نظر كلي افرادي كه از لحاظ رواني سالم هستند، سازه هاي شخصي خود را در برابر تجربيات زندگي روزمره شان آزمايش مي كنند. آن ها مانند دانشمندان شايسته اي هستند كه فرضيه هاي معقول را آزمايش مي كنند، نتايج را بدون انكار يا تحريف قبول مي كند و بعد نظريه هاي خود را براي تطابق يافتن با اطلاعات موجود تغيير مي دهند. افراد سالم، نه تنها رويداد ها را پيش بيني مي كنند، بلكه هنگامي كه اوضاع آن گونه كه انتظار دارند پيش نمي رود با آن سازگار مي شوند. از سوي ديگر افراد ناسالم، با سماجت به سازه هاي شخصي منسوخ شده مي چسبند و از تاييد كردن هرگونه سازه ي جديدي كه نگرش اميد بخش آن ها در مورد دنيا را بر هم مي زند، مي ترسند. آن ها مانند دانشمندان بي كفايتي هستند كه فرضيه هاي نا معقول را آزمايش مي كنند، نتايج موجه را تحريف يا رد مي كنند، و از كنار گذاشتن نظريه هاي كهنه كهديگر مفيد نيست خودداري مي ورزند. كلي اختلال را به اين صورت بيان كرد ( هر گونه سازه ي شخصي كه به رغم تاييد مكرراً از آن استفاده مي شود)
افرادي كه از سلامت رواني برخوردار نيستند مانند هر كس ديگر از سازه ي پيچيده اي برخوردارند. با اين حال،‌ سازه هاي شخصي آن ها اغلب به دو صورت در نفوذ پذيري شكست مي خورد. سازه هاي آن ها اغلب خيلي انعطاف ناپذير يا بسيار نفوذ پذير است. افراد گروه اول سازگاري با مسايل برايشان بسيار دشوار و سخت است و گروه دوم كه سازه هايي شل و انعطاف پذير دارند، افرادي با الگوي رفتاري بي ثبات و يك رشته ارزش هاي موقتي و زودگذر دارند. چنين فردي به راحتي( توسط تاثير رويداد هاي جزيي غير منتظره، پريشان مي شود )
با اينكه كلي براي توصيف آسيب رواني از برچسب هاي سنتي استفاده نكرد، اما چهار عنصر مشترك در اغلب اختلال هاي انسان را مشخص نمود: تهديد، ترس، اضطراب، ‌و گناه
تهديد
افراد زماني احساس تهديد مي كنند كه در يابند سازه هاي بنيادي آن ها به خطر افتاده است. كلي تهديد را به اين صورت تعريف كرد: آگاهي از تغيير فراگير در ساختارهاي اساسي فرد از نظر كلي مقاومت و انتقال منفي وسيله اي براي كاهش دادن تهديد و نگهداشتن سازه هاي شخصي موجود است
ترس
طبق تعريف كلي، تهديد عبارت است از تغيير فراگير در ساختارهاي اساسي فرد. از سوي ديگر، ترس اختصاصي تر و پيش بيني نشده است. مثلاً گسي كه در اثر خشم يا شور و هيجان در هنگام رانندگي دريابد ( پيش بيني كند ) كه ممكن است كسي را زير بگيرد و به خاطر رانندگي بي احتياط دستگير شود. اين امر باعث تهديد او مي شود. حال اگر او ناگهان با اتومبيلش با احتمال تصادف روبرو شود دچار ترس خواهد شد.
اختلالت رواني زماني ايجاد مي شوند كه تهديد و ترس به فرد اجازه ي احساس امنيت ندهند
اضطراب
كلي اضطراب را اينگونه تعريف كرد: ( پي بردن به اين كه رويداد هايي كه فرد با آن ها مواجه مي شود لز دامنه ي مناسبت او خارج هستند ) افراد زماني احساس اضطراب مي كنند كه با رويداد تازه اي مواجه مي شوند
اضطراب بيمار گون زماني وجود دارد كه فرد نتواند سازه هاي نا سازگار را تحمل كند و سيستم سازه ي او درهم بشكند.
گناه
اصل تبعي اجتماعي شدن كلي فرض مي كند كه افراد نقش اصلي اي را بازي مي كنند كه در محيط اجتماعي به آن ها هويت مي بخشد. در صورتي كه اين نقش كم رنگ شود يا از بين برود فرد احساس گناه مي كند. كلي گناه را به اين صورت تعريف كرد: ( احساس از دست دادن ساختارنقش اصلي ) ( كلي). افرادي كه نقشي ندارند احساس كناهي هم ندارند
روان درماني
پريشاني رواني در صورتي وجود دارد كه افراد در تاييد كردن سازه هاي شخصي خود،‌پيش بيني كردن رويدادهاي آينده، و كنترل محيط جاري خويش، مشكل داشته باشند. زماني كه پريشاني كنترل ناپذير مي شود، آن ها به جستجوي كمك بيروني به شكل روان درماني لر مي آيند
كلي به عنوان روشي براي تغيير دادن سازه هاي درمان جويان، از شيوه اي به نام درمان با نقش مشخص استفاده كرد
روش ديگري كه كلي از آن در داخل و خارج درمان استفاده كرد، آزمون خزانه ي تعابیر نقش ( REPT ) بود. نظریه کلی، نظریه تعبیر شخصی خوانده می‌شود. معیار اساسی او در این نظریه این است که فرد را باید بر اساس ویژگی‌های خاص خودش سنجید و چون صفت آزمایی‌های نوعی شخصیت، با این معیار مطابقت ندارد، او خود، آزمونی برای کشف تعابیر شخصی افراد وضع کرد که آزمون مجموعه تعابیر نقش خوانده می‌شود.
برداشت کلی از ماهیت انسان
كلي نظري خوشبينانه در مورد ماهيت انسان داشت. نظریه شخصیت کلی، تصویری خوش‌بینانه و حتی تملق‌آمیز از ماهیت انسان ارایه می‌کند کلی انسان را موجودی عقلانی و منطقی می‌داند در این دیدگاه، جهت‌گیری انسان به سوی آینده است و انسان نه تنها به محیط واکنش نشان ‌می‌دهد بلکه می‌تواند محیط را تفسیر کند. از نظر کلی انسان هم آزاد است و هم مجبور. از این‌رو آزاد است که می‌تواند به مفاد رویدادها پی‌ببرد و مجبور بودن انسان به این دلیل است که هر روز نمی‌تواند خارج از استنباط‌هایی که برای خود ساخته است، استنباطی داشته باشد چنين ديگاهي به ما اراده ي آزاد را هديه مي دهد يعني توانايي انتخاب مسيري كه زندگي بر مي گزيند از لحاظ جبرگرايي در برابر انتخاب آزاد به انتخاب آزاد گرايش داشت؛ و از لحاظ عليت شناختي و غايت شناختي انسان را موجودي هدفمند مد نظر مي گرفت. او همچنين انسان را موجودي بيشتر هشيار و كمتر تحت تاثير ناهشيار مي دانست. ودر مقابل تاثيرات محيطي اجتماعي و تاثيرات زيستي انسان را تحت تاثير عوامل محيطي اجتماعي مي دانست. و از لحاظ بي همتايي دربرابر شباهت انسان را موجودي بي همتا مي پنداشت
ارزيابي نظريه ي سازه هاي كلي
نظريه ي شخصيت كلي را از لحاظ ابطال پذيري در حدي پايين؛ از لحاظ توليد پژوهش خوب و از لحاظ سازمان دهي دانش در حدي پايين است. اين نظريه را از لحاظ رهنمودي براي عمل در سطحي پايين است و از لحاظ همساني دروني بسيار بالا ارزيابي مي شود و از اصل ايجاز تبعيت مي كند

لطفا امتیاز هید
  • عالی (1)
  • خوب (0)
  • قابل قبول (0)
  • ضعیف (0)

فرستادن دیدگاه


حامیان